X
تبلیغات
دارابکلا
دارابکلا
وبلاگ خبری - فرهنگی - آموزشی دیار سبز دارابکلا
 
نوشته شده در تاريخ یکشنبه 31 فروردین1393 توسط صادق |

 

نوشته شده در تاريخ جمعه 29 فروردین1393 توسط صادق |

بازدید مهندس منصور رضایی کلانتری مدیر امورمنابع آب ساری و میاندرود از چشمه و آبشار موزیار

به همراه آقای تقی زاده دهیار اوسا و جمعی از دوستان

بعد از ظهر پنجشنبه ۲۸ فروردین ۹۳

بعد از بازدید آقای رضایی از محل چشمه و آبشار موزیار ایشان با اذعان به کم نظیر بودن آبشار موزیار در سطح استان و توریستی بودن منطقه چشمه موزیار هرگونه برداشت آبی را که منجر به از بین رفتن آبشار و این منطقه گردشگری باشد را مردود دانستند.

ایشان اظهار داشتند طبق قانون چشمه هایی که استفاده بهینه ای از آنها نشود در صورت تقاضای اشخاص حقیقی یا حقوقی آب آنها با حق برداشت ۹۰ درصدی واگذار می گردد و استفاده آب شرب بر مصارف کشاورزی و سایر امور اولویت دارد اما در این مورد با توجه به این که این منطقه، منطقه ای گردشگری به حساب می آید امکان برداشت آن وجود نخواهد داشت.

همچنین ایشان در پاسخ به پرسش یکی از حاضرین مبنی بر اینکه پروژه برداشت و انتقال آب این منطقه توسط شرکت توسعه پردیس لالیم در چه وضعیتی قرار دارد گفتند مجوزی که توسط اداره امور آب شهرستان ساری و میاندرود صادر شده یک ساله بوده و مربوط به بیش از یک سال پیش است. و در حال حاضر فاقد اعتبار می باشد.


بزودی اطلاعات بیشتری در مورد چشمه و آبشار موزیار و پروژه برداشت و انتقال آب در اختیار عموم قرار خواهد گرفت.

ادامه عکس ها

 



ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ سه شنبه 26 فروردین1393 توسط صادق |

اولین جلسه دوره مقدماتی تربیت مربی(آقایان) قرآن کریم با حضور بیست نفر از جوانان دارابکلا در خانه قرآن حضرت رقیه(س) برگزار شد.

این دوره به صورت هفته ای ۲ جلسه در یک روز  و در عصر جمعه برگزار می شه.

هزینه این دوره برای هر نفر ۱۴۰ هزار تومان بوده که با هماهنگی شورای اسلامی و شورای قرآنی دارابکلا هزینه از دانشپذیران دریافت نمیشه.

این دوره برای اولین بار در شهرستان میاندرود در حال برگزاری هست. علاقه مندان می تونند برای ثبت نام تا روز جمعه ۲۹ فروردین به آقای سعید چلویی مراجعه و نام نویسی کنند.

نوشته شده در تاريخ یکشنبه 24 فروردین1393 توسط ایمان |

رفت آن سوار کولی با خود تو را نبرده

شب مانده است و با شب تاریکی فشرده
کولی کنار آتش رقص شبانه ات کو؟
شادی چرا رمیده؟آتش چرا فسرده؟
خاموش مانده اینک خاموش تا همیشه
چشم سیاه چادر با این چراغ مرده
دشت و شب و سیاهی وان غول گربه کز دور
رفت آنکه پیش پایش دریا ستاره کردی
چشمان مهربانش یک قطره ناسترده
در گیسوی تو نشکفت آن بوسه لحظه لحظه...
این شب نداشت-آری_الماس خرده خرده
بازی کنان زگویی خون می فشاند و می گفت
روزی سیاه چشمی سرخی به ما سپرده
می رفت گرد راهش از دود آه تیره
نیلو فرانه در باد پیچیده تاب خورده
سودای همرهی را گیسو به باد دادی
رفت آن سوار با خود یک تار مو نبرده
سیمین بهبهانی

شنیدن آهنگ کولی رو با صدای همایون شجریان ( آلبوم نه فرشته ام نه شیطان) به همه پیشنهاد میکنم.

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 19 فروردین1393 توسط صادق |

عزاداری هیئت قمر بنی هاشم(ع) دارابکلا

بعدازظهر روز چهارشنبه ۹۳/۰۱/۱۴

که با بارش شدید بارون همراه شد.

 به دلیل بارش بارون هیئت به سمت مسجد جامع حرکت کردند و به امامزاده باقر نرفتند.

 

 عزاداری در مسجد جامع قبل از نماز مغرب و عشاء

 آغاز بخش دوم مراسم با قرائت زیبای قرآن توسط آقا مچتبی رمضانی (بعد از نماز مغرب و عشا)

 چند دقیقه مداحی توسط مسن ترین پیرغلام دارابکلا به سبک قدیم.

 برنامه تقدیر و تشکر از پیرغلامان اهل البیت.

 

 جمعیت حاضر

 

 

 سخنران این مراسم حجت الاسلام نصوری (معاون مرکز مهدویت قم)

 و پذیرایی به صرف شـــــــــــــــــام

 

 من به سهم خودم به همه کسایی که زحمت برپایی این مراسم رو کشیدند و همینطور ایده جالب تقدیر و تشکر از پیرغلامان دارابکلا رو دادند و اجرا کردند تشکر می کنم.

خدا قوت

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 12 فروردین1393 توسط صادق |

دانلود از اینجا یا اینجا و یا اینجا

نوشته شده در تاريخ جمعه 1 فروردین1393 توسط ایمان |


بگذار ، که بر شاخه این صبح دلاویز، بنشینم و از عشق سرودی بسرایم.
آنگاه، به صد شوق، چو مرغان سبکبال،پر گیرم ازین بام و به سوی تو بیایم
خورشید از آن دور ، از آن قله پر برق، آغوش کند باز ، همه مهر ، همه ناز
سیمرغ طلایی پرو بالی ست که چون من از لانه برون آمده ، دارد سر پرواز
پرواز به آنجا که نشاط است و امیدست، پرواز به آنجا که سرود است و سرورست.
آنجا که ، سراپای تو ، در روشنی صبح، رویای شرابی ست که در جام بلور است.
آنجا که سحر ، گونه گلگون تو در خواب، از بوسه خورشید ، چو برگ گل ناز است،
آنجا که من از روزن هر اختر شبگرد، چشمم به تماشا و تمنای تو باز است!
من نیز چو خورشید ، دلم زنده به عشق است .راه دل خود را ، نتوانم که نپویم
هر صبح ، در آیینه جادویی خورشید، چون می نگرم ، او همه من ، من همه اویم!
او ، روشنی و گرمی بازار وجود است .در سینه من نیز ، دلی گرم تر از اوست.
او یک سرآسوده به بالین ننهادست، من نیز به سر می دوم اندر طلب دوست.
ما هردو ، در این صبح طربناک بهاری، از خلوت و خاموشی شب ، پا به فراریم
ما هر دو ، در آغوش پر از مهر طبیعت با دیده جان ، محو تماشای بهاریم.
ما ، آتش افتاده به نیزار ملالیم، ما عاشق نوریم و سروریم و صفاییم ،
بگذار که سرمست و غزل خوان من و خورشید بالی بگشاییم و به سوی تو بیاییم...

فریدون مشیری

نوشته شده در تاريخ شنبه 24 اسفند1392 توسط صادق |

                                                      به نام خدا

سلام به وبلاگداران وکامنتگذاران محترم دارابکلا و همه کسانی که به نوعی با فضای مجازی سروکار داشته و دارند.

چند وقتی ست به این فکر افتادم تا به شیوه دوستان مطلبی بنویسم تا آن را در فضای مجازی منتشر کنم.

هریک از دوستان بنابر دغدغه های ذهنی خود و به فراخور مقتضیات، موضوعی را انتخاب، و پس از تجزیه وتحلیل به انتشار آن در فضای مجازی اقدام میکردند. همینجا جا دارد از آقای قلی زاده به خاطر فراهم کردن چنین بستری تشکر کنم.

در همین راستا بنده هم به نوبه خودم فرصت را مغتنم یافتم تا در باره فضای مجازی - به طور کلی - و همچنین در باره هرچه کیفی تر کردن مطالب و کامنتهای وبلاگهای دارابکلا - به طور خاص - آنچه که در ذهنم میگذرد را در قالب نوشته ایی(البته ناقص) منتشر کنم.

 در اخر پیشنهادی را ارائه خواهم کرد تا شاید بتواند مفید فایده باشد.

چند ماهی میشود که اینجانب در فضای مجازی فعالیت محدودی دارم. البته نه به عنوان وبلاگدار ، بلکه به عنوان کامنتگذار و صرفا استفاده کننده از دانش و مطالب وبلاگداران محترم روستای دارابکلا، که انصافا ثابت کرده اند که از توانایی و استعداد بالایی در زمینه فعالیت در عرصه مجازی برخوردارند.

این مدت برای شخص بنده فواید زیادی در بر داشت که باعث شد بر اطلاعات و آگاهیهای اینجانب به طور چشمگیری اضافه شود.

همانگونه همه مستحضرند، روز به روز به تعداد وبلاگهای دارابکلا افزوده میشود. به هزار و یک دلیل این یک اتفاق بسیار میمون و مبارک است که نیازی به برشمردن آثارمفید آن نیست.

از همین فرصت استفاده میکنم و به تمامی عزیزانی که در عرصه فضای مجازی فعالیت میکنند، اول سلامی ویژه و دوم خسته نباشید و خدا قوتی ویژه تر عرض میکنم.

در ادامه برای روشن تر شدن موضوع بحث میخواهم سوالی را مطرح کنم که در ادامه به شرح و بسط آن خواهم پرداخت. و آن اینکه هدف از ایجاد وبلاگ و ورود به عرصه مجازی چیست؟ آیا صرفا ایجاد وبلاگ است؟ آیا صرفا محلی برای پرکردن اوقات فراغت و محلی برای وقت گذرانی است؟

فضای مجازی فضایی است که شخص میتواند با فراهم کردن مقدماتی نه چندان زیاد، خود را به دنیایی از اطلاعات و داده ها مرتبط کرده، و به نسبت، خود از آن تاثیر پذیرفته و یا حتی در صورت توانایی، خود بر دیگران تاثیرگذار باشد.

اینگونه که از ظواهر برمی آید و انگونه که از تعریف رایج آن دریافت میشود(تعریفی که در غرب وجود دارد)، وبلاگ یک صفهه شخصی ست برای وبلاگدار، که وی میتواند با رعایت یک سری اصول اولیه، هرآنچه در ذهن اومیگذرد را به صورت گسترده و بدون محدودیت زیاد و بدون هیچ قید و دلیل مشخص و محکمی، به عنوان نظر شخصی درج کند.

با توجه به مطلب بالا، آیا شخص میتواند هرآنچه در ذهن او میگذرد، ولو اینکه غلط و نادرست باشد را فقط با قید اینکه نظر شخصی اوست، بدون هیچ محدودیتی منتشر کند؟

به نظر بنده ی حقیر، هر انسانی(ما که مسلمان هستیم جای خود داریم) مسئول افکار و افعال خود است.

آدمی تا زمانی که فکر خود را ابراز نکرد و تا زمانی که فعلی مرتکب نشد، مسئول فکر ابراز نشده و عمل انجام نشده ی خود نیست(حداقل در این دنیا). ولی مادامی که فکر خود را منتشر ساخت و فعل خود را مرتکب شد، مسئول افکار و افعال خود است. زیرا ممکن است افرادی در نتیجه فعل و فکر آن شخص متاثر گردند و تاثیر پذیرند.

اگر آن فکر و فعل مثبت بود که چه خوب، هم فرد منتشر کننده سعادتمند میشود و هم فرد تاثیرپذیرنده. ولی اگر فکر و فعل منفی بود و یا اینکه برای مخاطب آن حداقل منفعت را نداشت، چه خواهد شد؟(ذهنتان را در پاسخگویی به این سوال باز میگذارم.)

پیرو مطالب بالا باید به این نکته توجه کنیم که عرصه مجازی به عنوان یک بازو و ابزار قدرتمند در خدمت دشمنان ایران و دین قرار گرفته که حقا بسیار عالی و سازماندهی شده، آن را علیه ما و امثال ما بکار گرفته اند.

فضای مجازی و اینترنت به عنوان رسانه ای مورد اعتماد، میتواند نقشی به سزا در شکل گیری شخصیت و افکار یک جوانان و نوجوان داشته باشد.

جوانان، امروزه هم بزرگترین تولید کنندگان دانایی و اطلاعات در جامعه، و هم بیشترین مصرف کنندگان آن هستند. این در حالی است که جوان ایرانی از احساس عقب ماندگی در رنج بوده و به دنبال پیشرفت و توسعه از طریق تحصیل است. بنابراین دسترسی و بهره مندی از فناوری اطلاعات و فضای مجازی یکی از مهمترین بسترها برای برخورداری از این دانایی است.

کامپیوتر و اینترنت و به طور کلی فضای مجازی نه تنها میزان و سطح اطلاعات نسل جوان را افزایش داده، بلکه بر تمایلات و گرایشات او نیز تاثیر گذاشته است.

فضای مجازی مثل هر ابزار دیگری مزایایی دارد و مضراتی. با توجه به شرایط کنونی، آیا مزایای آن بیشتر متوجه ماست یا مضرات آن؟ شاید پاسخ دهید که این بستگی به خود فرد دارد که چه استفاده ایی از آن بکند. بله، پاسخ درستی ست. ولی فرد چگونه به این آگاهی دست میابد که از مضرات آن دوری کند؟ با آموزش؟!! بله، باز هم پاسخ درستی است. ولی ما در اینجا یک چالش داریم. و آن اینکه، خانواده ، مسئولین و نخبگان فرهنگیمان چه آموزشی به جوان امروز داده اند تا او را از رفتن به سمت مضرات آن که اتفاقا بسی خوش رنگ و لعاب است، باز دارد؟

آیا رواست، مایی که این فرصت نصیبمان شده تا در عرصه فضای مجازی فعالیت کنیم، این فرصت را غنیمت نشماریم و یک گام هرچند کوچک در برابر سیل هجمه ها برنداریم؟؟

اینجاست که نقش وبلاگداران و کامنت گذاران و به طور کلی هر شخصی که به نوعی به بیان و انتشار افکار خود میپردازد، به عنوان نخبگان عرصه مجازی نمود پیدا میکند. شخص وبلاگدار و کامنتگذار باید از روزمره گی و فعالیتهای صرفا وقتگذران خود را جدا کرده و حرکت و فعالیتی در برابر این هجمه ها انجام دهد.

همه ی ما به نوبه خود کم وبیش دغدغه فرهنگ و کار فرهنگی را داریم. و همچنین همه ما از اینکه فرهنگمان(در زمینه های مختلف) در حال حرکت در مسیری که باید، نیست، در شِکوه اییم.  حالا که این فرصت را پیدا کردیم تا کار فرهنگی کنیم، چرا این فرصت را مغتنم نشماریم؟ کار فرهنگی محدود به مسجد و تکیه و ... که نیست. هست؟

همینجا لازم است خدمت دوستان عرض کنم، مطالب بالا کلی بوده و هیچ مخاطب خاصی ندارد. طرف صحبتهایم به طور کل یک جوان و نوجوان ایرانی ست، کسی که بدون هیچ برنامه و طرح و نقشه ایی، صرفا برای وقتگذرانی وارد عرصه مجازی میشود و بعضا اقدام به ایجاد وبلاگ میکند.

همانطور که از متن بر می آید، بنده حقیر متن خویش را در 2 قسمت ارائه نموده ام.

در قسمت اول سعی کردم اینترنت و فضای مجازی را در حد توان، به طور کلی و اجمالی مورد بررسی قرار دهم. اینکه فضای مجازی دارای مزایای فراوان است و البته اگر از ان درست استفاده نشود مضراتی نیز متوجه ما میگردد، که به نظر اینجانب همه عزیزان دانا به این امور هستند.

با توجه به مطالب قسمت اول، در قسمت دوم تلاشم را بر این قرار دادم تا با ارائه پیشنهادی، از مضراتی که ممکن است در اینده به ان مبتلا شویم جلوگیری شود، یا تاثیرات ان را به حداقل برسانیم. ما میتوانیم با کیفی تر کردن مطالب وبلاگها و کامنتها، به مرور زمان از مضراتی که متوجه ماست، دوری گزینیم.

اطاله کلام نمیکنم، فکر میکنم منظور را آنطور که باید، به حضور رساندم.

و اما پیشنهاد:

در چند ماه گذشته جوانان و نوجوانان دارابکلا توانسته اند با تکیه بر توانایی های بالای خود از طریق ایجاد وبلاگ، تاثیرگذاری موثر و مفیدی را بر گروه همسالان خود و حتی بالاتر از گروه سنی خود داشته باشند. به قول آقای طالبی، حبذا احسنت.

در راستای هرچه بیشتر کردن این تاثیرگذاری در جهت خوب و مثبت، پیشنهاد بنده حقیر این است که یک فضای رقابتی در عرصه فضای مجازی دارابکلا ایجاد کنیم. تا این وضعیت خوب و مناسب، تبدیل به یک وضعیت خوبتر و مناسب تر شود.

چگونه؟

در بازه های زمانی مشخص(مثلا 1 ماهه) با نظر سنجی یا تشکیل هیئت منصفه توسط خودِ وبلاگداران و کامنتگذاران،. وبلاگ برتر، پُست برتر و کامنت برتر را معرفی کرده و در صورت صلاحدید به وبلاگ، پُست و کامنت برتر جوایزی اهدا شود.

با تقسیم بندی مطالب و نظرات در 2گروه بزرگ طنز و جدی، میتوان در راستای هدفمند کردن مطالب مندرج شده در وبلاگها، و به طرف کیفی تر شدن مطالب وبلاگها گام برداشت و تاثیر گذاری مفید تر و موثرتری را ایجاد کرد.

در باره چگونگی تامین بار مالی این هزینه ها هم پیشنهاداتی دارم.

اول اینکه صندوقی تشکیل دهیم به عنوان صندوق وبلاگداران و کامنتگذاران دارابکلا یا هر عنوان دیگر، که وبلاگداران وکامنتگذاران یا اشخاص دیگر در حد توان مبالغی به آن تزریق کنند.

دوم اینکه در صورت موافقت و اعلام امادگی حامی مالی حلقه تکیه، میشود از ایشان هم کمک گرفت.

امیدوارم پیشنهاد ارائه شده مورد توجه دوستان قرار گیرد و گامی در جهت عملی کردن این پیشنهاد برداشته شود. و یا حداقل با ارائه پیشنهاداتی بهتر و کامل تر از طرف دوستان اصلاح شود.

در آخر جا داره باز هم از زحمات همه عزیزان فعال در زمینه مدیریت وبلاگ - آقای طالبی، آقای قلی زاده، صادق، ایمان، ادریس، شاهین و مصطفی، قربانعلی، محمد آهنگر، سیروس، مرتضی، نیما که تازه به این عرصه وارد شده، 2فرشته بهشتی، داراب حدیث، 4دوست و سایر وبلاگداران محترم - و همچنین همه عزیزان کامنتگذار- آقای سید علی اصغر شفیعی، دوستمان اقا مهدی، بارزان و اسپایت عزیز، حمید رضا و سایر دوستان کامنتگذار- که با به اشتراک گذاشتن نظراتشان سهمی بزرگ در ارتقا فکری مخطبان دارند، تشکر کنم.

موفق باشید.

                                                                                                علی اکبر طالبی

                                                                                                   24/12/1392  

نوشته شده در تاريخ دوشنبه 19 اسفند1392 توسط ایمان |

متن زیر قسمتی از یک گفت و گو با حسن نراقی است.

-آقای نراقی شما خصوصیات فرهنگ مردم ایران را دراغلب   کتاب ها  و مقاله های تان،موشکافی کرده اید. امیدوارم با من هم عقیده باشید که بخشی از خصوصیات فرهنگی هر ملتی سهمی درظواهر همان ملت دارد و به ظواهر همان آدم های آن جامعه بر می گردد .،شما وضعیت ظاهری امروزی فرهنگ ملت ایران را چه طور ارزیابی می کنید؟

فکر میکنم منظورتان از وضع ظاهری بیشتر همان پوشش وآرایش ظاهری باشد چرا که رفتارها ی هنجار و نا هنجار آدمها هم آن قسمتش که قابل دیدن برای دیگرا می باشد میتواند" وضع ظاهری" خوانده شود.

-بله دقیقا......

درفارسی خودمان تعبیری داریم که معمولا در قضا وت هایمان آنرا بکار میبریم ..میگوئیم  در اولین نگاهی که دیدمش...یا درهمان "برخورد اول".... انگلیسی زبان ها هم آنرا دقیقا با همین منظوربکار میبرند first  impression"" دونفر آدم هرگز همدیگر را ندیده به هم معرفی میشوند خود من با تجربه ام اعتقاد دارم که این دو نفر درهمان ثانیه های نخستین حدود هفتاد تا هشتاد در صد از قضاوت هایشان را در باره طرف مقابل شکل میدهند.  حالا دور از اینکه این قضاوت ها درست باشد یا غلط ؟ که آن مساله دیگری است . اما به هر حال  حتی اگر بعدا برای تجدید نظراتشان هم  مستندات و شواهدی  پیدا شود .تغییراین قضاوت اولیه که فقط از روی ظاهر  ایجاد شده به این آسانی نخواهد بود. یامثالی دیگر .  برای اجاره یا خرید آپارتمانی  اولین بار وارد ساختمانی میشوید. همان دم در ورودی حضور  دو سه کیسه زباله از دیشب جا مانده و یا بجای آن یکی دو گلدان شاداب و با طراوت قطعا در صد بالائی از تصمیم شما را شکل خواهد داد. در صورتیکه هنوز داخل آپارتمان نرفته اید.این هارا برای این گفتم که اولبگویم که چقدر برای این "ظاهر قضیه" اهمیت قائلم تا بعد برایتان تشریح کنم که این روز ها عدم رعایت  همین وضع ظاهر که متاسفانه بدون کوچکترین پشتوانه مستدلی تبدیل به یک ارزش شده به چه گرفتاری های اجتماعی  منجر شده و کماکان میشود.

 -فکر نمیکنید که این پدیده بیشترحاصل پیروی از نوعی ساده زیستی  باشد که درفرهنگ ما نهادینه شده ؟

چرا برای اینکه بموازات این باور شاید نه چندان همه گیر که اگر عملا در جامعه و در کشور  فردی شاغل  در دولت و نهادهای دولتی، با  لباس کهنه  و قیافه در هم ریخته تری بماند ، لا اقل فکرمیکند که بهتر می تواند پیشرفت کند. در خارج از دولت هم در بازار، و کسبه این بی توجهی به آراستگی وجود دارد و میدانم که تقریبا همیشه هم همینطور بوده اند. و کسبه وبازاری های ما معمولا به ظاهر اهمیت نمی داده اند .

-به نظر شما ریشه های این فرهنگ  به کجا بر می گردد؟

ببینید فرق فراوانی است بین" ساده زیستی" و " ژولیدگی " و یا به اصطلاح بعضی ها" شلختگی "...   ساده زیستی را هر انسان والائی توصیه میکند اما دلیلی ندارد که ما آنرا در تقابل با تجملات بی پایه نبینیم و همردیف زشتی های فقرش بنشانیم . نه . نه . این ژولیدگی هائی که فکر میکنم بیشتر منظور نظر شماست به هیچ وجه پایه در  "ساده زیستی" ندارد و من متاسفانه فکر میکنم جنبه تظاهری اش بیشتر است...غافل از اینکه آن ابزارپیش رفتی را هم که به آن اشاره کردید کم کم رنگ باخته  و بنظرم دوره اش سر آمده.

-آراسته  یا ساده و شلخته بودن یک ملت از لحاظ فرهنگی چه اهمیتی دارد؟

هرسه صفتی که بر شمردید یادتان نرود سه صفت مترادف نیستند . هر کدام برای خودشان تجلی های گوناگونی را نمایندگی میکنند  به ویژه آن دو تای آخر را که گفتید ساده وشلخته بودن را عرض میکنم هرگز با هم همردیف نیستند.سادگی را من خودم تقدیس میکنم اما آن یکی را نه.....در مورد اهمیتشان هم  آراسته بودن قاعدتا به دنبال خودش نظم می آوردو نظم حتما کمی تعهد و تعهد امانت داری . و امانتداری  صداقت و اجتناب از دروغ. من خودم شخصا این سلسله پی در پی را قبول دارم که هر حلقه ای بر دیگری اثرش را میگذارد.و کسی چه میداند که همین تظاهر به این ژولیدگیهای اولیه بود که در صدی از همین  نابسامانی های امروزینمان را برایمان تدارک دید.و چرا من این تردید را به جرات نداشته باشم که اگر امروزه با بالا رفتن سطح خشونت در جامعه همه مسئولین و علاقمندان به دنبال چرائی قضیه و راه حل آن میگردند  بگویم که شاید یکی از عوامل این خشونت هم به نوبت و سهم خودمربوط به همین ظاهر آشفته  غیر اجباری این چند ده سال گذشته خودمان است.تکرار میکنم یکی از عوامل و نه همه آن.

-اما به نظر می رسد که  دراین بخصوص. چند سال اخیر  یک ولع خاصی در نسل جوان برای استفاده از پوشش وظاهر نامتعارف شکل گرفته است،اولا آیا شما هم همین نظر را دارید؟  و ادامه سوال  اینکه آیا این روند در تقابل با همان بد پوشی غالب است که ما در باره آن صحبت کردیم  که به شکلی در ایران بعد از انقلاب مورد تاکید قرار گرفت.و رشد کرد ؟ یا دلایل دیگری میتواند داشته باشد .؟ وچرا که استفاده نا متعارف بسیاری از جوانان امرزی – حتی پسر ها- از نوع آرایش هائی که به هر حال متداول نبوده هر روزه رو به گسترش میرود.

سرنوشت وگذر هر افراطی در نهایت به تفریط میرسد. مسیردیگری وجود ندارد.شخصا باور دارم که نتیجه آن همه سوپر مدرن بازی های گذشته بود که ما را با میل و رغبت خودمان  ( منظورم ازخودمان معدل جامعه است و نه این  و آن )بطرف سنتها و قرار داد های اجتماعی تقریبا از رده خارج شده برد . و متاسفم که تاکید کنم و پیش بینی کنم که افراط در پرهیز از مدرنیته هم ما را مجددا به یک تفریط دیگر خواهد کشاند .این را مطمئن باشید.... آثارش هم همین طور که شما گفتیداز هم اکنون پیداست... سن آرایش در بین دخترهای این کشور به زیر شانزده و پانزدهسال رسیده.در صورتیکه این سن در کشورهای غربی حدود پنجاه سال است ...  هزینه ای که حتی خانمهای وابسته به طبقات سنتی برای زیبا تر جلوه کردن انجام میدهند را بررسی کنید .ارقام مناسبی نیست ....بله پسر ها را هم که فرمودید .توی خیابان هم که نگاه کنید آرایش کرده هایشان کم نیستند. و تقریبا میشود گفت  که دیگر شمالو جنوب هم ندارد..باور ندارید بروید به بینید ....دیگر تهرا ن و شهرستان هم  ندارد .این تلویزیون های بی محتوا همه امان راقوم وخویش کرده اند.    البته بارها گفته ام و میخواهم باز تکرار کنم مسائل اجتماعی را نمیشود با یک یا دو دلیل بسته بندی اش کرد و کنار گذاشت این مطالبی که عرض کردم میتواند فقط تعداد معدودی از دلائلش باشد ...دلایل دیگرش هم وجود دارند. عصیان سنی هست . بیکاری هست . همه چیز خواهی وبی امیدی به آینده هست . و  مهمتر ازهمه  تحویل جدی نگرفتن های نسل جوان و دهها مورد دیگر. خوب بالاخره این نابسامانی ها باید به گونه ای یک جای دیگر بروز کند.تخلیه شود.این رویدادهای طبیعی اجتماعی واقعا احتیاج به بررسی  و در ضمن کنترل  جدی دارند...کار جامعه شناس متعهد به مردم همین است ...که همین سوژه ها را بررسی کند ... نه اینکه دائم حواسش به این باشد که کی آمد و کی رفتنی است ؟...و یا فلان حزب را کجا میشود رسوا کرد . و یا برعکس کی برایش کارت تبریک آماده کرد.؟

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 23 بهمن1392 توسط ایمان |
میانگین مردم ایرانی‌ تقریبا در مورد همه چیز و همه کس اظهار نظر می‌کنند؛ که بعضاً با قاطعیت است.
عبارات من نمی‌دانم، من اطلاع ندارم، من به اندازه کافی اطلاع ندارم، من مطمئن نیستم، من باید سئوال کنم، من باید فکر کنم، من شک دارم، من در این باره مطالعه نکرده‌ام، من این شخص را فقط یک بار دیده‌ام و نمی‌توانم در مورد او قضاوت کنم، من در مورد این فرد اطلاعات کافی ندارم، اجازه دهید من در این رابطه سکوت کنم، فردا پس از مطمئن شدن به شما خبر می‌دهم، هنوز این مساله برای من پخته و سنجیده نیست و مشابه این عبارات در ادبیات عمومی ما، بسیار ضعیف است.
تصور کنید اگر بسیاری از ما این گونه با هم تعامل کنیم، چقدر کار قوه قضائیه کم می‌شود. چقدر زندگی ما اخلاقی‌تر می‌شود و از منظر توسعه یافتگی چقدر جامعه تخصصی‌تر می‌شود.
در چنین شرایطی، خبرنگار تلویزیون در مورد برنامه هسته‌ای، نظر راننده تاکسی را نخواهد پرسید. اقتصاد‌دانی که یک مقاله پزشکی را خوانده، خود‌درمانی نخواهد کرد و شیمی‌دانی که هر روز روزنامه‌ها را می‌خواند در مورد آینده اقتصاد ایران و وضعیت سیاسی چین اظهار نظر نخواهد کرد؛ چه سکوتی برقرار می‌شود!
همه به خود و مثبت و منفی برنامه‌های خود می‌پردازند و کمتر سراغ سر در‌آوردن از کارهای دیگران می‌روند؛ غیبت کم می‌شود و تهمت و توهین به حداقل می‌رسد..
یک دلیل ‌این که تولید ناخالص داخلی‌ آلمان بیش از دو برابر جمع تولید ناخالص داخلی ۵۵ کشور مسلمان است، به خاطر تمرکز مردم به کار و فعالیت و کوشش‌های فردی است. اتفاقا چون بسیاری از ما برای خود کم وقت می‌گذاریم و خود را کشف نمی‌کنیم، به بیرون از خودمان و توجه دیگران نیازمند می‌شویم. به همین دلیل، نمایش دادن در میان ما بسیار جاری و قدرتمند است، چون در مورد خود نمی‌توانیم پنجاه صفحه بنویسیم، از انتقاد حتی انتقادی ملایم، خشمگین می‌شویم، چون احساسی بار می‌آییم و بنابر‌این ضعیف هستیم، اعتماد به نفسمان کم است.
عموما ظاهر خود را می‌آراییم و در مخزن باطن ما، سه قفله باقی می‌ماند. افراد ضعیف جامعه ضعیف را به ارمغان می‌آورد. در برابر کم حرف زدن و کم قضاوت کردن، فکر و دقت قرار می‌گیرد.
ارزش هر انسان مساوی با مقدار زمانی است که برای فکر، کشف خود و خلاقیت اختصاص می‌دهد.
سکوت فراوان بهترین فرآورده کم قضاوت کردن است. در این مسیر، محتاج کتاب خواندن، گفت‌و‌گو و مناظره هستیم.
با آگاهی و دانش می‌توان انسان بهتری بود و به همین دلیل، نیازمند آموزش هستیم.


از دکتر محمود سریع القلم؛ استاد علوم سیاسی در دانشگاه شهید بهشتی

نوشته شده در تاريخ یکشنبه 20 بهمن1392 توسط ایمان |
باید از گفتنی هایی گفت که احتمالا بسیاری آن را می دانند ولی جرئت ابراز آن را حتی برای خودشان ندارند. ( تولستوی )

 مدتی است که ذهنم درگیر بعضی از مسائل روزمره است که شاید خیلی راحت از کنارشان عبور می کنیم و به نوعی مثل اکثر کارهایمان برایمان عادت گردیده اند. برخی کارها را صرفا به این دلیل که دیگران آن را انجام می دهند تکرار می کنیم. بدون آنکه کمی در درستی آن تفکر و یا حتی شک کنیم. جسارتا با این توجیه البته از زبان قرآن (خودم را در جایگاهی نمی بینم که بخواهم از قرآن برای  تایید سخنانم استفاده کنم. هدفم فقط یاد آوری این پند قرآنی بود) که: "ما پدران خویش را بر آیین یافته ایم."

هدفم از طرح این مسائل انتقادی کارشناسانه بر آن ها نیست بلکه فقط بیان یک مشغله ی ذهنی است که مسلما عاری از اشتباه نبوده و نیست. بیشتر در پی پاسخ گویی به این سوالات از زبان شما عزیزان و آگاهی یافتن از نظرات شما هستم تا شاید این همفکری ها به نتیجه ای برسد. مطمئن هستم که دوستان هم از از این دست سوالات کم ندارند. باعث خرسندی است اگر با ما هم در میان بگذارند.

به عنوان سوال اول بگذارید این موضوع را مطرح کنم که چرا در فرهنگ عامیانه ی ما رنگ لباس فرد هر چه تیره تر باشد نشان دهنده ی سنگینی و وقار شخصیت اوست؟؟؟

چرا در میان, میانسالان و افراد سالخورده کمتر می بینیم که کسی لباسی به رنگ شاد (البته منظورم رنگ جلف نیست ) بر تن داشته باشد؟؟؟

هرچه فکر میکنم هم در روایات بر پوشیدن لباس های روشن تاکید شده و هم علم تاثیر رنگ در روحیات افراد را تایید کرده است.

پس ریشه ی این عادت به کجا باز می گردد؟؟؟



نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 16 بهمن1392 توسط ایمان |
لطفا این مطلب رو بخونید و برای مقابله با این مشکل نظر بدید.

نوشته شده در تاريخ دوشنبه 14 بهمن1392 توسط صادق |
سلام

دیگه زیبائی های برف این روزها منو هم مجبور کرده یه پست بزارم اینجا

 

مشاهده تصویر با اندازه اصلی

 

مشاهده بقیه عکس ها

 



ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ یکشنبه 13 بهمن1392 توسط صادق |

وطنم ای شکوه پابرجا

در دل التهاب دورانها

 کشور  روزهای دشوار

زخمی سربلند بحرانها

ایستادی به جنگ رودررو

خنجر از پشت میزند دشمن

گویی از ما و در نهان برما

وطنم پشت حیله را بشکن

وطنم ای شکوه پابرجا

در دل التهاب دورانها

رگت امروز تشنه ی عشق است

دل رنجیده خون نمیخواهد

دل تو تا ابد برای تپش

غیر از عشق و جنون نمیخواهد

شرم بر من اگر حریم تو

پیش چشمان من شکسته شود

وای برمن اگر ببینم چشم

رو به رویای عشق بسته شود

وطنم ای شکوه پابرجا

در دل التهاب دورانها

کشور روزهای دشوار

زخمی سربلند بحرانها

از تب سرد موجهای خزر

تا خلیجی که فارس بوده و است

می شود با تو دل به دریا زد

می شود با تو دل به دنیا بست

شعری از افشین یداللهی

دانلود ترانه با صدای سالار عقیلی

نوشته شده در تاريخ شنبه 5 بهمن1392 توسط ایمان |
از بهشت که بیرون آمد،دارایی اش فقط یک سیب بود.سیبی که به وسوسه آن را چیده بود و مکافات این وسوسه هبوط بود.
فرشته ها گفتند: تو بی بهشت می میری.زمین جای تو نیست.زمین همه ظلم است و فساد.
انسان گفت: اما من به خودم ظلم کردم.زمین تاوان ظلم من است.اگر خدا چنین میخواهد، پس زمین از بهشت بهتر است.
خدا گفت: برو و بدان جاده ای که تو را دوباره به بهشت میرساند از زمین میگذرد.زمینی آکنده از خیر و شر،آکنده از حق
و باطل، از خطا و صواب واگر خیر و حق و صواب پیروز شد تو باز خواهی گشت وگرنه...
و فرشته ها همه گریستند.اما انسان نرفت.انسان نمیتوانست برود، بر درگاه بهشت وامانده بود، میترسید.
و آن وقت خدا چیزی به انسان داد.چیزی که هستی را مبهوت کرد و کائنات را به غبطه وا داشت.
انسان دستهایش را گشود و خدا به او "اختیار" داد.
خدا گفت : حال انتخاب کن.زیرا تو برای انتخاب کردن آفریده شدی.
برو و بهترین را برگزین که بهشت پاداش به گزیدن توست.
عقل و دل و هزاران پیامبر نیز با تو خواهند آمد تا تو بهترین را برگزینی.
وآنگاه انسان زمین را انتخاب کرد، رنج و نبرد و صبوری را...
و این آغاز انسان بود....

نوشته شده در تاريخ یکشنبه 29 دی1392 توسط صادق |

نوشته شده در تاريخ دوشنبه 18 آذر1392 توسط صادق |
سلام

مطالبی که در ادامه مطلب می تونید بخونیدش خاطره ی جالب  "ریچارد فاینمن" فیزیکدان مشهور معاصر از یک ترم تدریسش در برزیله.

هرچند طولانیه اما به نظرم حتما ارزش خوندن رو داره.


برزيل رفتنِ من در چارچوب طرحي بود كه دولت آمريكا منابع مالي‌اش را تأمين مي‌كرد. بنابراين، وقتي برگشتم، وزارت امور خارجه ازم خواست گزارشي از سفرم بنويسم. من هم كليات و مطالب مهم‌تر از سخنراني‌ام در برزيل را براي‌شان نوشتم. بعدها از جايي شنيدم كه در وزارت خارجه‌ يكي‌شان گفته بود : «وقتي يك آدم ساده‌لوح و خطرناك را بفرستي برزيل همين مي‌شود ديگر؛ مردك احمق! فقط بلد است دردسر درست كند. اصلاً نمي‌فهمد چه مشكلاتي هست». كاملاً برعكس! به گمانِ من اين يارو وزارت خارجه‌اي خودش ساده‌لوح بوده كه خيال مي‌كرده هر جايي به اسم دانشگاه، با فهرستي از رشته‌ها و درس‌ها و غيره، واقعاً دانشگاه است.

برای ادامه مطلب اینجا کلیک کنید.



ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ یکشنبه 10 آذر1392 توسط صادق |

وبلاگ داران وکامنت گذاران دارابکلا

وعده روز رضای آقای ابراهیم طالبی رو در اینجا ببینید.


نوشته شده در تاريخ سه شنبه 21 آبان1392 توسط صادق |

دانلود مداحی کربلا (از تو چه پنهون آقا جون..)

محمدباقر قلی زاده

از ﺗﻮ ﭼﻪ ﭘﻨﮫﻮن آﻗﺎﺟﻮن دﯾﮕﻪ اﻣﯿﺪی ﻧﺪارم

ﻋﻤﺮم ﻛﻔﺎف ﺑﺪه ﺑﯿﺎم ﺳﺮ رو ﺿﺮﯾﺤﺖ ﺑﺰارم

ﺣﺴﺮت ﺑﻪ دل ﺗﻮ اﯾﻦ دﯾﺎر زﻧﺪﮔﯽ ﺳﺨﺖ ﺷﺪه ﺑﺮام

ﭼﻨﺪ وﻗﺘﻪ ﺗﻮی ﺧﻠﻮﺗﻢ ﻓﻘﻂ ﺣﺴﯿﻦ و ﻛﺮﺑﻼم

ﭼﻪ ﺣﺎﻟﯽ داره ای ﺧﺪا ﺳﯿﻨﻪ زدن ﺗﻮ ﻛﺮﺑﻼ

ﻏﺴﻞ زﯾﺎرت از ﻓﺮات ﻧﮕﺎه ﺑﻪ ﮔﻨﺒﺪ طﻼ

ﻛﺮﺑﻼ ﻋﺸﻘﺖ ﻣﻦ دﯾﻮوﻧﻪ ﻛﺮده

اﻟﮫﯽ ﻛﻪ ﯾﻪ ﺷﺐ ﺑﯿﺎد ﺗﻮ ﺣﺮﻣﺖ اﻋﺘﻜﺎف ﻛﻨﯿﻢ

ﺑﺎ ﭘﺮﭼﻢ ھﯿﺌﺘﻤﻮن دور ﺿﺮﯾﺢ طﻮاف ﻛﻨﯿﻢ

دم دﻣﺎی ﺳﺤﺮ ﻛﻪ ﺷﺪ از ﺗﻮی ﺑﯿﻦ اﻟﺤﺮﻣﯿﻦ

ﺑﺮﯾﻢ ﺑﻪ ﺳﻤﺖ ﺣﺮم ﻋﺒﺎس ﻋﻠﻤﺪار ﺣﺴﯿﻦ

ﻛﺮﺑﻼ ﻋﺸﻘﺖ ﻣﻦ دﯾﻮوﻧﻪ ﻛﺮده

ﺑﺎ ذﻛﺮ ﯾﺎ ام اﻟﺒﻨﯿﻦ ﭘﺎ ﺗﻮی ﺻﺤﻨﺶ ﻣﯽ ذارﯾﻢ

از ﺑﺎرﮔﺎه ﺑﺎ ﺻﻔﺎش ﺳﻮﻏﺎﺗﯽ ﺗﺮﺑﺖ ﻣﯿﺎرﯾﻢ

ﻏﺼﻪ ﻛﺮﺑﻼت آﻗﺎ ﻋﻘﺪه ﺗﻮی ﮔﻠﻮم ﺷﺪه

ﯾﻪ ﻋﻤﺮﯾﻪ زﯾﺎرت ﺣﺮﯾﻤﺖ آرزوم ﺷﺪه

ﻣﯿﮕﻦ ﻧﻤﯽ دوﻧﯽ ﭼﻘﺪر ﻗﺸﻨﮕﻪ ﺑﯿﻦ اﻟﺤﺮﻣﯿﻦ

دور ﺗﺎ دورش ﻧﺨﻼی ﺻﻒ ﺻﻔﺎ ﻣﯿﺪن ﻋﺎﻟﻤﯿﻦ

ھﻤﻪ ﻣﯿﮕﻦ ﺗﻮ ﻛﺮﺑﻼ ﻛﺒﻮد رﻧﮓ آﺳﻤﻮن

اﻧﮕﺎر ﯾﻪ دﻧﯿﺎی دﯾﮕﺴﺖ ﻛﻪ ﭘﺎ ﻣﯿﺪه ﺑﺮا ﺟﻨﻮن

ﻛﺮﺑﻼ ﻋﺸﻘﺖ ﻣﻦ دﯾﻮوﻧﻪ ﻛﺮده

نوشته شده در تاريخ دوشنبه 20 آبان1392 توسط صادق |
سلام

ازینکه مدتیه نیستم و همچنان نخواهم بود معذورم.

از همه دوستانی که تو این مدت نظر دادند و یا انتقاد داشتند -ضمن تشکر- عذرخواهی میکنم که نتونستم جواب بدم.


آقای طالبی، فرمودید قضای جواب سلام باطله، بله حق با شماست ولی بی ادبی می دونم این قضا رو هرچند باطل بجا نیارم. این قضای باطل رو به بزرگواریتون از بنده بپذیرید.

حضور بزرگوارانی چون شما، نیلی آرام، آقای شفیعی، یاس و سایر دوستانی که تشریف میارن و نظر میدن و انتقاد میکنند مایه افتخار و غرور ماست و از جهتی هم مایه شرمندگی، که نمیتونیم میزبانی شایسته برای شما بزرگواران باشیم.

 حضور میهمانانی چون شما، میزبانی رو برای ما بسیار بسیار دشوار می کنه! و چاره ای نمیبینیم جز اینکه رندی کنیم و شما رو صاحب خونه بنامیم تا  از شما کمک بگیریم برای میزبانیه شایسته.

جامعه دارابکلا و بخصوص ما جوونا نیازه شدیدی به اساتیدی چون شما داریم برای رشد. می دونم جامعه دارابکلا قدردان اساتیدی چون شما نبوده و نیست، اما از خدا میخوام به ما این توفیق رو بده تا بتونیم با کمکه شما بزرگواران اول خودمون رو و بعد جامعه مون رو اصلاح کنیم. ازینکه مدتی در این کلاس غایبم ناراحتم و امید وارم این غیبت طولانی نشه و بتونم زودتر در این کلاس حاضر شم.

در مورد پست "حقیقتی کوچک" ، چون آدمه تنبلی هستم و قلم روانی ندارم و البته هم سواده کافی! بیشتر پست هائی که میزارم کپی برداریه از چیز هائی که تو وب جلب توجه میکنند و فکر میکنم میتونه برای دوستان هم جالب باشه. نقد شما و آقا امین بجا و پسندیده بود! حتما ازین به بعد بیشتر توجه می کنم و ازینکه به موقع پاسخگو نبودم مجددا عذر خواهی می کنم.



در مورد وبسایت هم لازمه توضیحی بدم. چون طراحی وبسایت زمانبر و هزینه بر هست و هزینش هم برای ما نسبتا زیاد خواهد بود، به دنبال روشی بودیم تا به کمک دوستان با حداقل هزینه این امکان رو فراهم کنیم که متاسفانه مسائلی پیش اومد که تا بحال میسر نشد.

امیدوارم طی دو هفته آینده بتونیم نسخه آزمایشی این وبسایت رو با حداقل امکانات در دسترس قرار بدیم و تکمیل امکاناتش رو به شش ماهه دیگه موکول کنیم. برنامه مفصلی خواهیم داشت به امید خدا و یاری شما دوستان.

همون طوری که آقا ایمان گفتند ما آمادگی کامل داریم برا درج مطالب دوستان در این وبلاگ. و همچنین حاضریم در صورت درخواسته دوستان نام کاربری و رمز ورود هم در اختیارشون قرار بدیم تا بتونند مستقیما درج مطلب داشته باشند.

با توجه به شرایتمون فعلا ظرفیتمون بیشتر ازین نیست! شرمنده همه مخاطبین!


سرتونو درد آوردم!!

یا حق

VPN setup

دانلود یاهو مسنجر